رشيد الدين فضل الله همدانى
39
جامع التواريخ ( اسماعيليان و فاطميان ) ( فارسى )
بجوشيدند و مسلح گشتند و از كتامه گروهى را بكشتند . ابن عمار بگريخت . ارجوان با لشكر مصر بر نشست و او را بگرفت و بكشت ؛ و ميان مشارقه و مغاربه به مصر وقعهاى عظيم افتاد ، در شعبان سنهء ثمان و ثمانين و ثلاث مائة ، [ و كتا ] مه و مغاربه منهزم شدند و خانه و اصطبلات ابن عمار را نهب و غارت كردند . و امام الحاكم باللّه بعد از او شغل ناظرى به ارجوان خادم داد . و ارجوان كاتب خود ، ابو العلا ، فهد بن ابراهيم النصرانى ، را نيابت داد براى اعتماد بر او و به « رئيس » ملقب گشت و فرمان او در مملكت نافذ شد . و اهالى دمشق بر ابن فلاح غوغا كردند ؛ او از دمشق به مصر پناهيد . و احداث بر دمشق مستولى شدند . مقدّم ايشان دهيقين 22 نام بود ؛ به مصر رفت متطوع . حاكم از او عفو كرد و خلعت و نواخت يافت . و جيش بن محمد بن صمصامه با وفدى عظيم به سوى دمشق روان شد و بر شام مستولى گشت . و در شعبان ، از سال مذكور ، قيصر دوقس با عساكر متكاثر روم به اعمال حلب رسيد . جيش بن صمصامه با عساكر خود او را استقبال كرد ، و ميان ايشان وقايع سخت افتاد ؛ اما دوقس كشته شد ، با قرب دو هزار سوار و پياده . و دو پسر او را با جماعتى از اعيان لشكر اسير گرفتند و به مصر بردند و مدت ده سال نگاه داشتند و بعد از آن فديه دادند و با بلاد روم بازگشتند . و جماعتى از معاونان دوقس ، كه در مراكب اساطيل مىآمدند ، گرفتار شدند و قريب دويست هزار كس از ايشان به قتل آمدند . آنگاه ، متملّك روم خروج كرده و شيزر با حصون بسيار بگشود ؛ و مدت دو ماه حصون « 1 » شام و حمص و طرابلس و غير آن حصار داد و با بلاد روم گشت و هدايا و رسل به خدمت الحاكم باللّه فرستاد . او هدايا قبول كرد و رسول را نواخته بازگردانيد . و مراسلات و مكاتبات از جانبين متواتر شد ، تا آنگاه كه مهادنه و موادعه و صلح استقرار يافت . مدت ده سال بگذشت ؛ و واسطهء صلح بطريق « 2 » بيت المقدس بود . و روز چهارشنبه ، از ماه ربيع الأول سنهء تسعين و ثلاث مائة ، الحاكم بامر اللّه بندهء خود ، ارجوان ، را بكشت و قائممقام او حسين بن جوهر را كرد و او را به « قائد القواد » منعوت گردانيد . و هم در اين سال ، باديس به زناته رفت ؛ و عم باديس ، حماد بن يوسف ، از بدايت زناته تا نهايت تاهرت مستولى شد ؛ و ميان ايشان جنگها افتاد . باديس بر عمّ خود مستولى شد و صنهاجه و بربر و زناته به يك بار مطيع او شدند . و هم در اين سال ، [ 18 ] الحاكم بامر اللّه بر طرابلس مغرب مستولى شد ، بعد از آنكه گروهى كشته شدند . و در سنهء ثلاث و تسعين و ثلاث مائة ، حاكم بامر اللّه امير قلقل را به مدينهء قابس فرستاد با لشكرى جرار ، تا بگرفت و با اهالى آنجا اصطناع فراوان كرد . و ابو محمد اسود را والى دمشق كرد .
--> ( 1 ) . ص هر دو جا : حصور ؛ مجمع م و د : حصون . ( 2 ) . ص و مجمع م و د : نظر بر بيت المقدس بود ؛ زبده : بطريق بيت المقدس بود .